غــــــــ ــمــــ ــگـــــ ــیـــن
بــــــه ســــــــلامتی رفــــــــــیقی کـــــه درکـــم کردو ترکــم نکرد
رفـــــــیقی که ســـــــــرد بود اما ســــــــنگ نبود
رفیقـــــــی کـــه ســــوخت به پـــــام اما ساخت باهام
دلگــــــــیرم از اون روزایی که میتونستم از ته دلم بخندمو تو اشکمو دراوردی...
تو مدتی که باهم بودیم به خودم میگفتم تا تهش باهام هست اخه بهم قول داده که تنهام نذاره...
میگفت چرا نگرانی ما تا اخر باهمیم نمیذارم هیچکسو هیچیز تورو ازم بگـــــیره...
اما حالا چی؟؟؟؟
همش حرفاش خط به خط جلو چشمامه....رفت...
حالا میفهمم عشق وجود نداره دوست داشتنم تاریخ انقضا داره...