غــــــــ ــمــــ ــگـــــ ــیـــن
دلگــــــــیرم از اون روزایی که میتونستم از ته دلم بخندمو تو اشکمو دراوردی...
تو مدتی که باهم بودیم به خودم میگفتم تا تهش باهام هست اخه بهم قول داده که تنهام نذاره...
میگفت چرا نگرانی ما تا اخر باهمیم نمیذارم هیچکسو هیچیز تورو ازم بگـــــیره...
اما حالا چی؟؟؟؟
همش حرفاش خط به خط جلو چشمامه....رفت...
حالا میفهمم عشق وجود نداره دوست داشتنم تاریخ انقضا داره...